‏نمایش پست‌ها با برچسب صدا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب صدا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ بهمن ۲۷, چهارشنبه

حواسم به صدات بود*


از آن یک شبانه‌روز، دویست و شصت و هفت عکس و هشت ویدیو دارم که در همه‌شان پشت صحنه ایستاده‌ای مبادا کادر خراب شود و وقت فیلم گرفتن سکوت کرده‌ای که صدایت کار را خراب نکند. عکسی از تو ندارم، از خودم هم ندارم. فقط از بین آن هشت فیلم، وسط یکی‌شان حواست نیست و به اندازه چند ثانیه حرف می‌زنی. همان چند ثانیه شده شبانه‌روز من. دویست و شصت و هفت عکس و هفت ویدیو را پاک کرده‌ام، و دوره می‌کنم همین چند ثانیه‌ی فیلم هشتم را. من از تو فقط صدایت را به یاد دارم.


*پرسه در مه

۱۳۹۴ اسفند ۱۳, پنجشنبه

آهنگ

لا أتذكَّرُ إلا صوتُكِ *


ورکشاپ گذاشته بود با موضوع اشیا و اهمیت‌شان در زندگی‌مان. از اسم شروع کرد. سوال اول؛ قبل از تولد چه اسمی داشتی؟ پریزاد. چرا؟ اسم خاله‌ی مادرم بود، بسیار دوستش می‌داشت و تصمیم گرفته‌ بود اسمم را از او بگیرد. چرا نشد؟ قبل از به دنیا آمدن من مرد. گفتند خوب نیست اسم مرده روی بچه بگذاری. بعد چه شد؟ زهرا شد. معنی‌ش چیست؟ شکوفه. دلیلش؟ مذهبی بود احتمالن. اگر خودت تصمیم گیرنده بودی چه می‌شد؟ راحیل. به چه معنی؟ مسافر. مهاجر. چرا؟ چون همیشه همین بوده‌ام. لقب؟ دارم. چند تا؟ هزار تا شاید. لیست بلندبالایی‌ست. مثلا؟ زهرا کوچولو، پرنده، بنفش، طوطی، زی‌زی، رِیچ، ادامه بدهم؟ کافی‌ست. کدامشان را دوست داری؟ همین زهرا. همین زهرا؟ همین زهرا که نه. آوای زهرا شنیدن را. این که همین یک اسم به تعداد آدم‌هایی که مرا صدا می‌کنند متفاوت می‌شود. آهنگ صداشان. وقتی صدایم می‌کنند. بعد از این همه سال هنوز هم کسی صدایم کند برایم تازه است. دلم می‌ریزد. ذوق می‌کنم. گل از گلم می‌شکفد. 
امروز ایمیل داده حرف‌هات مرا به جای دیگری برد. مسیر تحقیقم عوض شده. 

* چیزی به خاطر نمی‌آورم، مگر صدایت | نزار قبانی

۱۳۹۴ بهمن ۲۶, دوشنبه

۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۸, دوشنبه

۳۳۱ متر بر ثانیه [۳]

حواسم به صدات بود، حرفاتو نشنیدم.*

همه چیز که به نگاه و حرف و نوشته و کلمات نیست. گاهی اوقات یک نفر، فقط برای دو روز توی زندگی‌ت می‌آید. صدایش را جا می‌گذارد. و بعد می‌رود. که می‌رود. که می‌رود. 

*پرسه در مه | بهرام توکلی

۳۳۱ متر بر ثانیه [۲]


ارزش صداشو می‌دونست. کم حرف می‌زد. 

۳۳۱ متر بر ثانیه [۱]


قبل از اینکه چشم‌هام صورتش را ببینند، گوش‌هام پر از آهنگ صدایش شده بود.